دوشنبه 22 مرداد ماه سال 1386

3 ۱ - ۱ = من
3 هی دختر,
مهم نیست پیام بذاری تا به من بگی چشمام چقد غم داره و تو چقد درد کشیدی و چند تا نفس برات مونده...
بدترین مهم برام اینه که تو میدونی غمت چیه و دست رو محل ِ درد میذاری و جیغ میکشی «آآآآآآآآآآآخ», ولی من نمیدونم چه مرگمه و دارم از چی مینالم و دردم از کجاست...
دوست ندارم اون کلمهی نفرت انگیز رو بهت بگم! همیشه از گفتن یا شنیدنِ «خوش بحالت» شدیدا بدم میومد
نمیدونم کی هستی، نمیشناسمت، ولی یه آن حس کردم دوستت دارم
